منم اون روز که خبر شهادت دکتر شهرياري رو دادن واقعا حالم گرفته شد .اما وقتي فهميدم دکتر پدر دوست دوستم بودن بيشتر نارا حت شدم.
به هر حال وبلاگ جالبي داري اگه به منم سر بزني خوش حال مي شم
واقعا
شهادت يک اتفاق نيست.
اين هدي هميشه اضافه ست !!
انقدر حرفاي اضافه مي زنه که بالاخره حرفاي منم قاطيش مي گه (شوخي !)
دقيقا مي خواستم بگم قبل از اينکه سوال بپرسي تابلو بود منگي .
بعد يه هو انگار که چيزي به قلبت فشار اورده باشه اين سوالو مي پرسيدي . من کاملا يادمه .
حرفاي زهرا و حرفايي که از دکتر مي گفت و حرفايي که از بقيه در باره ايشون شنيدم چيزايي هستن که هيچ وقت تو ذهنم کمرنگ نمي شن . به طور اعجاب انگيزي مي تونم در يک آن همشونو به خاظر بيارم .
مي دونم چي بايد بگم. شهادت دکتر شهرياري اتفاق بزرگي بود که نگرش خيلي ها رو نسبت به زندگي عوض کرد.
قرار بود مجله رو واسم بياري.
آره!اون روز رو يادمه که چه جوري گريه مي کردي... تا قبلش اون جوري گريه نکرده بودي واسه باباي زهرا!
من اولش تو حال خودم بودم بعد که تو رو ديدم حيرون بودم چت شده،اگه نخندي مي گم که منم اون موقع کاملا حس کرددم که تو عوض شدي،يکدفعه...
با سلام خدمت شما دوست بزگوار :با مطلب جديد در مورد " ضروري بودن انتصاب الهي در مورد امامت " در خدمت تان هستيم .نمونه از متن چنين است :" مذهبي که به وجوب امامت معتقدند بر سه دسته هستند :دسته اول قائل هستند که عقل حکم مي کند که نصب امام واجب است نه از اخبار و احاديثي که در اين مورد وارد شده است که نصب امام را واجب بداند .دسته دوم معتقدند که اخبار و احاديث وارد شده در اين مورد نصب امام را واجب مي داند ، اين گروه عقيده شان بر اين است که حسن و قبح عقلي در اين مورد دخالتي ندارد .دسته سوم قائل هستند که نصب امام هم از نظر عقلي و هم از نظر سمعي يعني از نظر احاديث و روايات وارد شده در اين مورد ، واجب است . " .شما را براي خواندن و پي گيري ادامه متن به وبلاگ نداي فطرت دعوت مي کنيم .موفق و مويد باشيد .